وبلاگ باحال ترین دانشجویان
پیرا پزشکی شهید بهشتی
قالب وبلاگ
********تــــوجــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه********
حتما بخوانید وجان عزیزان خود را نجات دهید


نجات از سكته مغزی !!!


در یک پارتی خانمی پایش به سنگی خورد و با بشقاب غذا در دستش به زمین خورد، علت

زمین خوردنش کفش جدیدش بود که هنوز به آن عادت نکرده بود. دوستان کمک کرده و او را از

زمین بلند و بر نیمکتی نشاندند و جویای حالش شدند.جواب داد حالش خوب است و ناراحتی

ندارد.


مهماندار بشقاب جدیدی با غذا به ایشان داد.... خانم بعد از ظهر خوبی را به اتفاق دوستانش

گذراند و بسیار راضی به اتفاق همسرش به خانه برگشت.

چند ساعت بعد همسرش به دوستانی که در پارتی بودند تلفن کرد و اطلاع داد که ژولی را

به بیمارستان برده اند. خانم ژولی در ساعت 18 همان روز در بیمارستان فوت کرد و پزشکان

علت مرک را سکته مغزیA.V.C (Accident vasculaire c.ébral) تشخیص دادند..

چند لحظه از وقت خود را به مطالبی که در پی می آیند معطوف کنید، شایدروزی شما با

چنین اتفاقی برخورد کنید و بتوانید زندگی شخصی را نجات دهید

متخصص می گوید یک شاهد حادثه با آشنا بودن به علائم خون ریزی مغزی می تواند با سه

سئوال ساده از مریض به سهولت او را نجات دهد.اگر در آن گاردن پارتی یک نفر سئوالهای

زیر را از ژولی کرده بود حتما" آن زن زیبا و جوان اکنون زنده بود...

1 ــ از بیمار یا شخص ضربه مغزی خورده بخواهید بخندد.


2 ــ از بیمار یا شخص ضربه خورده بخواهید دو دستش را بالا نگه دارد..


3 ــ از بیمار یا شخص ضربه خورده بخواهید یک جمله ساده را تکرار کند. مثلا" بگوید

خورشید در آسمان بسیار خوب می درخشد.

اگر بیمار یا شخص ضربه خورده قادر به انجام یکی از این کارها نباشد باید فوری امبولانس را

خبر کرده و بیمار را به بیمارستان منتقل کرده و به مسئول مربوطه عدم اجرای یک یا چند

اعمال فوق را اطلاع داده تا ایشان پزشک را در جریان گذارد.

[ پنجشنبه 1393/09/27 ] [ 4:7 ] [ سپهر ] [ ]
جدیدا این طرفدارای تتلو عینه خودش خیلی دارن میرن رو مخ!

یه آدم بی سواد و بی فرهنگ رو کردن اسطوره خودشون

بعد به بقیه آدما ننگ نفهمی میزنن

کسی که کاملا مشخصه اختلال رفتاری و شخصیتی داره واس ما شده الگو جامعه!

برادر من حرفات توی اینستاگرام کاملا نشان دهنده مشکل جدی روانی و رفتاری

شماست.کسی که بچه های مردم و تشویق به خاکوبی کردن میکنه و عکس از خالکوبی

طرفداراش میزاره به هیچ عنوان آدم نرمالی نمیتونه باشه.

هر کسی هم که الان نظری میخواد راجع به این پست بزاره لطفا آدرس بلاگ یا

سایتشو بزاره!!!

[ دوشنبه 1393/09/24 ] [ 18:12 ] [ سپهر ] [ ]
نمیدونم چی شده

چه اتفاقی افتاده

انگار دوره نسل ما تموم شده

نسل دهه 60 تموم شد

همه خواننده های دوره ما دارن از صحنه کنار میرن

کسایی که کلی خاطره باهاشون داشتیم

همش منتظر بودیم آهنگاشون بیان و دانلودش کنیم

اول بهرام رفت

الانم سهراب ام جی،تتلو،عرفان میخوان خداحافظی کنن

زدبازی از هم پاشید

سروش هیچکس دیگه کار نمیکنه

زانیار دیگه نمیخونه

پاشایی هم که فوت کرد

هر کسی رو که دوست داشتم صداشو بشنوم رفت

یعنی دوران ما تموم شده؟

دوران بچه های شر و شوری که تفریحشون بازی فوتبال تو کوچه بود اونم با توپ پلاستیکی

دوران بچه هایی که با مانتو های اپل دار گشاد میرفتن مدرسه

دوران بچه هایی که عشقشون این بود ساعت 5 عصر بشه تا بتونن کارتون ببینن

دوران بچه هایی که همشون خاکی و با عشق بودن

آره انگار ما داریم بزرگ میشیم

داریم از هم جدا میشیم

بینمون فاصله افتاده

ما داریم از صحنه میریم کنار و بچه های دهه هفتاد و هشتاد جامون و میگیرن

زندگی همینه

کاریش نمیشه کرد

فقط میشه خاطرات اون دوران و تکرار کرد

فقط میشه به عکسا اون دوران نگاه کرد و آهنگای اون زمان و گوش داد

کاش میشد زمان و به عقب برگردوند

ای کاش...

ما واقعا داریم بزرگ میشیم.....

دلم گرفته

[ شنبه 1393/09/01 ] [ 11:9 ] [ سپهر ] [ ]
دختر همسایمون آش نذری آورده

بعد من خواستم بگم خدا قبول کنه،مرسی...

نمیدونم چی شد گفتم خدایا مرسی!

یهو دختره اشک تو چشاش جمع شد.

فکر کرده من چقدر بدبخت و فقیر و گرسنم!

لابد الان کلی احساس جوانمردی میکنه


[ یکشنبه 1393/08/18 ] [ 19:33 ] [ سپهر ] [ ]
سلللللللللاااااااااااااااااااممممممممممممممم به همه دوستان گلم و

تمام عزیزانی که به وبلاگم هنوز سر می زنید.

مرسی از لطفتون

دوستان 2 تا نکته:

1-چون این وبلاگ بیشتر مطالب طنز داره بخاطر این ایام و مراسم عزاداری من تا

مدتی مطلب نمی نویسم مگر مطلب غیر طنز.


2-عزیزانی که توی نظراتشون ابراز علاقه می کنند،مرسی از ابراز احساساتتون

ولی لطفا دیگه از این پیام ها برای من ارسال نکنید چون من در حال حاضر

با یک نفر هستم و باهاش خوشحالم و این پیام ها در واقع یک جور بی احترامی

به اون عزیز هستش.پس لطفا دیگه چه تو پیام های عادی و چه خصوصی

ابراز علاقه به این بنده حقیر نفرمایید.

[ یکشنبه 1393/08/18 ] [ 18:45 ] [ سپهر ] [ ]
تو خوبی

شما به ما بگو بد

شما به ما بگو رد

[ دوشنبه 1393/05/13 ] [ 3:30 ] [ سپهر ] [ ]
آقا این ادامه مطلب قبلیه

من یه عذر خواهی گنده باید به یکی بکنم

من قیدشو نمیتونم بزنم،نمیتونم بیخیالش بشم

نمیتونم ازش بگذرم

از همین جا بهش میگم عزیزم ببخشید

من معذرت میخوام

[ جمعه 1393/05/10 ] [ 18:8 ] [ سپهر ] [ ]
من یک معذرت خواهی به یک نفر بدهکارم،کسی که خیلی در حقش بدی کردم،

کسی که اذیتش کردم،کسی که با اینکه همیشه باهام مهربون بود

ولی من از خودم رنجوندمش

خودش میدونه کیه

واقعا معذرت می خوام،منو ببخش

کاشکی میشد اون بدی هارو جبران کنم

ای کاش

[ یکشنبه 1393/05/05 ] [ 23:38 ] [ سپهر ] [ ]
ای دل غافل 

ای دل غافل :((((


ﻫَﺮﭼﯽ ﺍَﺯﺵ ﻣﯽ ﭘُﺮﺳﯿﺪﯼ ﺩﺭ ﺟﻮﺁﺑﺖ ﻣﯽ ﮔﻔﺖ : ﺁﺭﻩ


ﻣﺜﻼً ﻣﯽ ﮔﻔﺘﯽ : ﻣَﻨﻮ ﻣﯽ ﺷﻨﺂﺳﯽ ؟


- ﺁﺭﻩ


ﻣﯽ ﮔﻔﺘﯽ : ﺍﯾﻨﺠﺂ ﺧﻮﺑﻪ ﺑﺮﺁﺕ ، ﺭﺁﺣَﺘﯽ


- ﺁﺭﻩ


ﻣﯽ ﮔﻔﺘﯽ : ﺧﻮﺷﺤﺂﻟﯽ ﮐﻪ ﺍﯾﻨﺠﺂﯾﯽ ؟


- ﺁﺭﻩ


ﻣﯽ ﮔﻔﺘﯽ : ﻣﯽ ﺧﻮﺁﯼ ﺑﺮﯾﻢ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﯼِ ﺩﻭﺭﯼ ﺑﺰﻧﯿﻢ ،


ﺩﻟﺖ ﻭﺁﺷﻪ ؟ !


ﺍﻭﻧﻮﻗﺖِ ﮐﻪ ﺍِﻧﻘﺪﺭ ﺟﯿﻎ ﻣﯿﮑﺸﻪُ ﺩﺁﺩُ ﻓﺮﯾﺂﺩ ﻣﯽ ﮐﻨﻪ ﮐﻪ


ﻧﻪ ! ﻧﻪ ! ﻧﻪ !


ﺑﻌﺪﺍً ﺩﻟﯿﻠﺶ ﺭﻭ ﭘﺮﺳﺘﺂﺭ ﺁﺳﺂﯾﺸﮕﺂﻩ ﺑﻬﺖ ﻣﯽ ﮔﻪ :


» ﺁﺧﻪ ، ﺑﺂ ﻫَﻤﯿﻦ ﺑَﻬﻮﻧﻪ ﺁﻭﺭﺩﻧﺶ ﺳَﺮﺁﯼِ ﺳﺂﻟﻤﻨﺪﺁﻥ «


ﺍﯾﻦ ﺳﻮﺁﻝُ ﻧﺒﺂﯾﺪ ﻣﯽ ﭘﺮﺳﯿﺪﯼ ..

 

 

 

 

خدایا هیچ پدر و مادری و محتاج بچه هاش نکن

[ یکشنبه 1393/05/05 ] [ 3:52 ] [ سپهر ] [ ]
نقل قول از دوستان:

رفته بودم گل فروشی گفتم آقا این گل طبیعیه؟

یه دختر 5ساله اونجا بود گفت پ نه پ سزارینه؟!!

من تا 10 سالگی فکر میکردم بچه ها رو لک لک ها از آسمون میارن!

[ شنبه 1393/05/04 ] [ 17:10 ] [ سپهر ] [ ]
دوستم تعریف میکرد یه بار بچه همسایه شون اومده بوده خونشون،

بعد بهش گفته قصه شنگول و منگول بگم برات تا بخوابی؟

بچه میگه بیخیال برام از تجربیات عشقیت بگو!!!!!!!!!!

اینا بچه نیستن گودزیلان

[ شنبه 1393/05/04 ] [ 17:8 ] [ سپهر ] [ ]
دوستم اس ام اس داده: هلو، فردا 6 و نیم جای همیشگی!


منم جواب دادم: باشه آلبالو میبینمت!


بعد 2 دقیقه اس داده میگه: اسکل، هلو یعنی سلام :|

[ شنبه 1393/05/04 ] [ 17:4 ] [ سپهر ] [ ]
یه ژاپنیه ب زنش میگه :

tiki taki
زنش میگه :

kua nini
ژاپنی ناراحت میشه میگه :


” taka anji radiyumba yaku
زنش گریه میکنه میگه :


” mimi takunı kakabında
.
.
.
.
.
.
یه جوری میخونی انگار ژاپنی بلدی و سر در میاری!!!

[ شنبه 1393/05/04 ] [ 17:1 ] [ سپهر ] [ ]
یه عده ای هستن خودتو تیکه پاره میکنی ببینیشون،بعد طرف هی می پیچونه

و میگه نمیتونم بیام و نمیشه و ... بعد پیش خودت میگی دیگه قیدشو زدم،

بعد چند وقت همه جا پر میکنه آره فلانی اصن آدم و تحویل نمیگیره و خودش و میگیره!

من واقعا به این آدم چی بگم؟

[ شنبه 1393/05/04 ] [ 16:59 ] [ سپهر ] [ ]
من نمیدونم چرا پشه اینقدر مردم آزارن؟ روز روشن رو ول میکنن همین که میخوای

بخوابی و چشات تازه گرم شده ، اول میان در گوشت هی وز وز میکنن

هی وز وز میکنن! تا حس رعب و وحشت رو بهت القا کنن! بعد چند جا رو نیش میزنن.

همونجور که از شدت خارش و شدت خواب کلافه شدی و میخوای تمرکز کنی

تا شاید خارش رو فراموش کنی و بتونی بخوابی!

باز میان در گوشت و شروع میکنن

وزززززززززززززززززززز وززززززززززززززززززززززززززز وززززززززززززز

باز نیش باز وزز باز نیش باز وزززززززززز تا صبح.... چرا واقعن؟

[ شنبه 1393/05/04 ] [ 16:48 ] [ سپهر ] [ ]
مجري: بچه ها...هم شيريني خريدم،هم شکلات،هم بستني


بچه ها: به به...


مجري: ولي هيچکدومو بهتون نميدم!


پسرعمه: اي بابا اين ديگه چه حرکتيه؟...ما کلي آنزيم آزاد کرديم،

جواب هيپوتالاموس مارو کي ميده؟


مجري: فقط به يه شرط اينارو بهتون ميدم،بايد بگين گلاي گلدون منو کي خورده


فاميل: اين کره خر!


جيگر: من گل نميخورم! من گل نميخورم! من گل نميخورم!


فاميل: تا حالا فکر ميکرد جيگره،حالا حتماٌ فکر ميکنه بوفونه!


پسرعمه: گابي جان برو و با يه اعتراف شجاعانه مارو به سعادت رسون!


مجري: گابي که ديروز نبود


فاميل: آقاي مجري گاوه ديگه...هر کاري ازش برمياد


مجري: پس فقط تو موندي ببعي...


ببعي به فاميل: دَدي دستم به دامنت...يه کاري بکن!


فاميل: سيرداغ ببينم،دستتو توي دامنم هم بکني نميتونم کاري واست بکنم!

[ چهارشنبه 1393/05/01 ] [ 23:40 ] [ سپهر ] [ ]
آقو ما يه بار مغز پروانه خورديم رفتيم زن گرفتيم،يني شيرين ترين و فرحبخشترين

لحظات عمرمونو در زندگي زناشويي تجربه کرديم...ميرفتيم سر کار زنمون ميگفت

چرا انقد ميري سر کار؟چرا به من نميرسي؟ ميمونديم تو خونه ميگفت

چرا نميري سر کار؟پس کي ميخواد پول بياره تو اين خونه؟ ميشستيم

رو مبل ميگفت من بايد از صبح تا شب تو اين خونه جون بکنم

جنابعالي رو مبل لم بدي؟ پا ميششديم کمکش کنيم ميگفت اومدي خرابکاري کني؟

قيافه مون ژوليده پوليده بود ميگفت تو اصلاٌ بخاطر من به خودت نميرسي!

به خودمون ميرسيديم ميگفت داري خودتو برا کي خوشگل ميکني؟

از دستپختش تعريف نميکرديم ميگفت تو اصلاٌ قدرشناس زحمتاي من نيستي!

تعريف ميکرديم ميگفت ها؟ چه گندي زدي که حالا با اي حرفا ميخواي

وجدانتو راحت کني؟...ها ها ها ها ها...آقامون خدابيامرز

راست ميگفت "اگه يه روز بهت گفتن بين زن گرفتن و سرطان گرفتن

يکي رو انتخاب کن اصلاٌ از اسمش نترس...

با شيمي درماني درست ميشه!"

[ چهارشنبه 1393/05/01 ] [ 23:34 ] [ سپهر ] [ ]
پسرعمه: آقاي مجري شما روزي چند ساعت کار ميکني؟


مجري: 10ساعت


پسرعمه: قيمت همه چي هم که 3برابر شده،نه؟


مجري: بله متاسفانه


پسرعمه: آخر ماه پولي واست ميمونه؟


مجري: معمولاٌ نه


پسرعمه: پس اخراج شدن من از مدرسه ممکن نيست شمارو بدبخت تر از اين کنه!


مجري: اخراج شدي بچه!؟چرا؟


پسرعمه: هيچي،بچه ها داشتن تو کلاس دست ميزدن...


مجري: پس چرا تورو اخراج کردن؟ حتماٌ داشتي از همه بلندتر دست ميزدي ديگه!


پسرعمه: نخير! من اصلاٌ دست نميزدم! چرا زود قضاوت ميکني؟

من داشتم اون وسط ميرقصيدم


مجري(با عصبانيت): واي خدا دارم ديوونه ميشم...!!!!!


پسرعمه: حق داري،منم روزي 10ساعت کار ميکردم

آخر ماه هيچ پولي واسم نميموند ديوونه ميشدم!

[ چهارشنبه 1393/05/01 ] [ 23:29 ] [ سپهر ] [ ]
مجري: پسرعمه ميخواي اين شکلاتو بهت بدم؟


پسرعمه: اي بابا آقاي مجري شما که ميدوني من حالم از اين غذاهاي مضر بهم ميخوره،

ولي به اين التماسي هم که تو چشماي شماس نميتونم "نه" بگم،

چشم شکلاتو قبول ميکنم


مجري: نميدمش بهت،اين شکلات فقط مال وقتيه که درساتو خونده باشي


پسرعمه: منم رفته بودم کتابخونه که درسامو بخونم ديگه!


مجري: کتابخونه بودي يا استخر؟


پسرعمه: کتابخونه


مجري: پس چرا مايو پاته؟


پسرعمه: آخه ميخواستم غرق درس خوندن شم!


مجري: ميدوني وقتي دروغ ميگي دماغت دراز ميشه؟


پسرعمه: فداي سرت،خواستم برم دانشگاه عملش ميکنم!


مجري: يني پينوکيو آخرش آدم شد تو نشدي!


پسرعمه: اون يه فرشته مهربون پيشش بود انگيزه داشت،من بدبخت دارم

 

با گاو و گوسفند زندگي ميکنم،هميني که هستم هم از سرتون زياده!

[ چهارشنبه 1393/05/01 ] [ 23:19 ] [ سپهر ] [ ]
فاميل(با عجله): بدبخت شديم!


پسرعمه: مگه قبلاٌ خوشبخت بوديم!؟


فاميل: بدبخت تر شديم!


همساده: کاکو از نظر فيزيولوژيکي امکان نداره من بدبخت تر از ايني که هستم شم!


فاميل: اي بابا چرا انقد بحث ميکنين!؟ آقاي مجري فهميده کيک تو يخچال رو خورديم داره

مياد سراغمون!


پسرعمه: باز ما يه چيزي تو اين خونه خورديم بايد تا يه هفته خفت بکشيم!


فاميل: همساده تو که روزي 12بار کتک ميخوري بيا اينو هم گردن بگير!


(مجري مياد)
همساده: آقو تقصير منه!


مجري: چي؟


همساده: هرچي شما بگي،شکست سنگين برزيل به آلمان،جنگ جهاني دوم...


مجري: پس کيک رو کي خورده؟ پسرعمه تو خوردي؟


پسرعمه: اي خدا اين داره ميگه جنگ جهاني تقصير منه شما هيچي بهش نميگي

بعد واس خوردن يه کيک 7تومني به من گير ميدي!؟

[ چهارشنبه 1393/05/01 ] [ 22:37 ] [ سپهر ] [ ]
این چه شانسیه من دارم؟

از هر کی خوشم میاد یا ازدواج کرده،یا نامزد داره،یا دوست پسر داره،

یا باهم تفاهم نداریم،یا شکست عشقی خورده دیگه نمیخواد با کسی باشه.

در بهترین حالتش اهل آشنایی با کسی نیست

[ چهارشنبه 1393/05/01 ] [ 22:32 ] [ سپهر ] [ ]
یعنی خدا مظلومتر از پسرها نیآفریده


بیچاره ماها

انصافا میگما،ما خیلی مظلومیم،گناه داریم.این قدر اذیتمون نکنین

[ دوشنبه 1393/04/30 ] [ 14:2 ] [ سپهر ] [ ]
انقدی که مسابقاته والیبال و سانسور کردن
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
تایتانیک و سانسور نکردن :)))

[ دوشنبه 1393/04/30 ] [ 13:59 ] [ سپهر ] [ ]
خیلی از دوستان میپرسن علی اینجا چی کارست و چرا مطلب نمینویسه؟

حقیقتش علی بیشتر توی اینستاگرامه و عکس میزاره تا وبلاگ به همین دلیل زیاد نمیاد

اینجا ولی خیلی موضوع ها رو با هم فکر می کنیم و خاطراتی که نوشته میشه

تو وب رو با هم تجربه اش کردیم پس لطفا دیگه نپرسین علی کوش یا چرا مطلب

نمینویسه.فقط مطلب اینجا نمینویسه و گرنه همیشه کنار همیم

و خاطرات با حالیو با هم تجربه می کنیم،جای همتونم خالی

دوستون داریم

:))))))))))))))))))

[ چهارشنبه 1393/04/25 ] [ 4:25 ] [ سپهر ] [ ]
آقا یه سوال،چرا اذان صبح قم با تهران نزدیکه 6 دقیقه فاصله داره و دیر تره

ولی موقعه اذان مغرب 2 دقیقه؟پارتی بازی میشه یعنی؟؟؟؟؟!!!!!!!!

[ چهارشنبه 1393/04/25 ] [ 4:16 ] [ سپهر ] [ ]
بزرگترین درس تاریخ اینه : هیچ فردی از تاریخ درس نگرفته!

اولیشم خودمم

[ چهارشنبه 1393/04/25 ] [ 4:6 ] [ سپهر ] [ ]
 
پسرعمه: آقاي مجري واسم دوچرخه ميخري؟

مجري: اگه تو خونه شيطوني نکني،به حرف من گوش کني،زياد با کامپيوتر بازي
 
نکني،روزي 3بار مسواک بزني،معدلت هم بيست شه واست دوچرخه ميخرم

پسرعمه: خسته نباشي! ميخواي تحريمهارو هم وردارم؟ اين کارارو تو هر
 
خونواده ديگه اي بکنم واسم آپولو 11 ميخرن!

مجري: بچه هاي ديگه همه اين کارارو ميکنن...تازه جايزه هم نميخوان

پسرعمه: من از بچگي دوس داشتم اين "بچه هاي ديگه" رو ببينم! ما که هرکي
 
رو ديديم عين خودمون بود

مجري: خب چيکار ميکني؟ کارايي که گفتمو ميکني که واست دوچرخه بخرم؟

پسرعمه: معدلم بايد بيست شه؟ اين که دست من نيست

مجري: پس دست کيه؟

پسرعمه: اوني که ازش تقلب ميزنم!

مجري: تو تقلب ميزني!؟ ميدوني اينجوري نمره هايي که ميگيري مال تو نيس؟

پسرعمه: من که هربار نمره م 5-6 ميشه ميگم اين نمره مال من نيست،شما باور نميکني!
[ سه شنبه 1393/04/24 ] [ 22:59 ] [ سپهر ] [ ]
باب اسفنجی به پاتریک: من زشتم به هیچ دردی نمیخورم!
.
.
.

.
.
.
پاتریک: چرا بدرد میخوری، باعث میشی
بقیه نسبت به
خودشون حس بهتری داشته باشن !
[ سه شنبه 1393/04/24 ] [ 22:57 ] [ سپهر ] [ ]
دقت کردین از وقتی اندی ازدواج کرده دیگه آهنگ شاد نخونده؟

[ چهارشنبه 1393/03/21 ] [ 13:32 ] [ سپهر ] [ ]
دقت کردین هر سوالی که تو امتحان بلدین 0.5 نمره داره ولی اون سوالی رو که بلد

نیستی 1.5 نمره؟

[ چهارشنبه 1393/03/21 ] [ 13:31 ] [ سپهر ] [ ]
          مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

توی قسمت مدیر وبلاگ توضیح دادم
نويسندگان
امکانات وب
  • پی اس پی
  • لوک پستیو